شفق قطبی

شفق قطبی یا به عبارت دیگر (aurora)، پدیده ای با نورهای بسیار خیره کننده و زیبا در آسمان که در حال حرکت می باشند و معمولا به شکل منحنی هستند. این شفق های قطبی را نیز با نام های دیگری مانند سیپده قطبی و یا نورهای قطبی نیز می شناسند. یکی از پدیده های بسیار زیبای جوی که روی کره زمین رخ می دهد و قابل مشاهده است.
این شفق ها به این صورت هستند که به آسمان تابیده می شوند و نقش هایی را از رنگ و شکل های گوناگون ایجاد می کنند که بسیار زیبا می باشند. گاه تابش این نورها با طول موج های متفاوت و با مقدار متفاوت می باشد.

همانند پرده‌ ها و نوارهایی که در آسمان بازی می‌کنند و پیچ و تاب می‌خورند. رنگ هایی از نورهای سبز مایل به زرد، مایل به سرخ و بنفش که حتی به رنگ خاکستری نیز تغییر می کند.

این پدیده جوی بسیار زیبا که در آسمان دیده می شود و برخی قبایل کانادایی آن را رقص ارواح می‌ دانند، باعث شده است توجه بسیاری به این زیبایی بی نظیر و بی انتها جلب شود. این نورهای طبیعی زیبا که در عرض‌های جغرافیایی نزدیک به قطب دیده می شوند، در سپیده‌ دم قطبی قابل مشاهده هستند.

از نظر علمی اگر بخواهیم آن را اثبات کنیم، به این شرح است که هر چقدر به قطب شمال نزدیک ‌می شوید، با توجه به مجاورت با قطب مغناطیسی شمالی زمین احتمال بیشتری برای دیدن شفق قطبی وجود دارد. مناطقی که برای دیدن این منظره زیبا مناسب می باشند و به عبارتی این نورها قابل رویت هستند، شهر های شمالی کانادا که بسیار نزدیک به قطب شمال هستند و نیز ایسلند که جز این مناطق محسوب می شود.

شفق قطبی

1. نمایی زیبا از یک سپیده قطبی

هم چنین این نورها از ماه‌ سپتامبر تا اکتبر و همچنین از مارس تا آوریل احتمال اینکه بیشتر دیده شوند را دارند.

 

نورهای قطبی چگونه به وجود می‌آید؟
اسکیموهای ساکن این مناطق افسانه هایی درباره این پدیده جوی بسیار زیبا داشتند که جالب است. گروهی معتقد بودند روح انسان‌ های خوب پس از مرگ به منطقه‌ ای از آسمان می‌رود که شفق قطبی در آن وجود دارد؛ جایی که پر از نور و شادی است، از سرما و کولاک خبری نیست و شکار حیوانات در آن منطقه بسیار آسان است.

گروهی دیگر نیز بودند که اعتقاد داشتند این شفق نتیجه توپ‌ بازی ارواح انسان‌ ها در آسمان با جمجمه شیر‌ماهی ها می باشد و جریان‌های نور نشان دهنده کشمکش ارواح است.

سپیده قطبی

2. از زیبایی های این نور قطبی

سرخ پوستان کانادای شرقی و جنوب آلاسکا هم همین عقیده را داشتند و معتقد بودند که این شفق سرچشمه ارواح رقصان انسان‌ها در آسمان می‌ باشد. اما در این بین گروهی هم بودند که این نورها را نشانه جنگ و طاعون می دانستند و اسکیموها بر اساس این افسانه همراه خود چاقو حمل می کردند تا از خود دفاع کنند.

کریستین بیرکلند نروژی از نخستین افرادی بود که با یک آزمایش علمی پدیده شفق قطبی را شبیه‌ سازی کرد. بیرکلند یک توپ مغناطیسی را که نماد زمین است در یک جعبه شیشه‌ای خلا آویزان کرد و پرتوهای الکترونی را به آن تاباند. او از این آزمایش نتیجه گرفت که یک دسته پرتو الکترونی که در مسیر راست به طرف زمین می‌آیند به دو قطب مغناطیسی آن متمایل می شوند و دو حلقه نورانی در قطب‌ها به وجود می‌ آورند.

آزمایش بیرکلند این تئوری را پدید آورد که شفق قطبی هم می‌ تواند از راهی مشابه این به وجود آید: « الکترون‌ها از لکه‌های خورشیدی سطح خورشید خارج می‌شوند و به سمت زمین می‌آیند و توسط میدان مغناطیسی زمین به طرف نواحی قطبی هدایت می‌شوند و شفق مرئی را ایجاد می‌کنند.»
این تئوری به مرور توسط محققان دیگر تکمیل شد. آلفون فیزیکدان سوئدی محققی بود که نظریه ارتباط میان طوفان‌ های خورشیدی و شفق قطبی را مطرح کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *